اضطراب و استرس

6 نکته زندگی خوب با افسردگی

افسردگی مزمن شما را از داشتن یک زندگی خوب باز نمی دارد.

6 نکته زندگی خوب با افسردگی

زندگی با افسردگی می تواند دردناک و طاقت فرسا باشد. به سختی می توان یک قسمت از افسردگی اساسی را پشت سر گذاشت مثل غم ، پوچی ، و احساس اینکه مه خاکستری بر زندگی شما جاری شده است.

متأسفانه ، برای برخی ، افسردگی به صورت دوره ای برمی گردد ، بیشتر شبیه یک بیماری مزمن اسن تا یک حادثه واحد.

این پدیده ، که اغلب به عنوان افسردگی مزمن نامیده می شود ، ممکن است با دوره های مکرر اختلال افسردگی اساسی مشخص شود.

ممکن است ماهها یا سالها به طور عادی کار کنید ، سپس ناگهان افسردگی شما را از پا در می آورد و نمی توانید به مدت دو هفته از رختخواب بلند شوید.

برای دیگران ، اختلال خلقی در یک افسردگی مداوم و خفیف ظاهر می شود که به آن اختلال افسردگی مداوم می گویند خلق و خوی پایینی که هرگز به طور کامل از بین نمی رود.

علاوه بر مشکلات عاطفی و اجتماعی افسردگی ، افسردگی مزمن نیز به یک مسئله اصلی لجستیکی(علم نظامی)تبدیل می شود. افسردگی دوره ای ناراحت کننده است.

خواسته های زندگی شما به طرز دیوانه کننده ای پایدار است ، حتی اگر منابع شما برای مقابله با این خواسته ها به سرعت در حال اتمام باشد.

با وجود اینکه مغز شما مانند یک زمین بایر هسته ای به نظر می رسد ، مواد غذایی باید خریداری شوند ، صورت حساب ها باید پرداخت شوند ، و از شما انتظار می رود که تقریباً با یک فرد بالغ با عملکرد بهتری رفتار کنید.

اگر به طور مزمن افسردگی را تجربه می کنید ، استقامت عاطفی یک مهارت بسیار مفید است. این صبر است که صبر داشته باشیم و منتظر بمانیم تا طوفان بگذرد. اما صرف تحمل کافی نیست تا احساس کنید زندگی رضایت بخشی دارید.

در اینجا چند ایده کاربردی برای گذراندن دوران تاریک بعدی زندگی ، در حالی که هنوز خوب زندگی می کنید ، ارائه شده است.

 

 

مقاومت را متوقف کرده و پذیرش را شروع کنید

این ناراحت کننده است که بپذیریم افسردگی ممکن است ثابت و دائمی در زندگی شما باشد. هیچ چیز طبیعی تر از این نیست که بخواهید یک احساس ناراحت کننده از بین برود ، ترجیحاً سریع و برای همیشه از بین برود.

علاوه بر این ، ما در فرهنگی زندگی می کنیم که دارای ارزش های خودکفایی و خودسازی است. این وسوسه کننده است که باور کنیم اگر بتوانید به اندازه کافی سخت کار کنید و به اندازه کافی مثبت فکر کنید ، می توانید افسردگی خود را برای همیشه برطرف کنید.

و با این حال ، افسردگی می تواند موقعیتی ، محیطی ، بیولوژیکی ، عصبی باشد – به عبارت دیگر ، عواملی خارج از کنترل شما بر خلق و خوی شما موثر هستند.

این زمان برای مثبت اندیشی کاذب نیست. وقتی احساسات خود را انکار می کنید ، آنها فقط تشدید می شوند – تصمیم می گیرند خود را بشناسانند ، زیرا احساسات قطب نمای داخلی ما هستند.

یک نقل قول قدیمی از کارل یونگ وجود دارد که می گوید “آنچه شما در برابر آن مقاومت می کنید همچنان پابرجاست.” برای غلبه بر افسردگی ، ابتدا باید بپذیرید که اینجاست.

این مطلب را هم ببینید  احساسات منفی و تاثیر وحشتناک آن بر بدن

وقتی متوجه احساس خستگی ، اشک ریختن و تحریک پذیری شدید ، تمرین کنید و با خود بگویید: “بله ، من افسرده هستم و احتمالاً تقصیر من نیست. من قبلاً اینجا بودم و زنده ماندم. این درد دارد ، اما دلیلی برای وحشت وجود ندارد .”

افسردگی خود را تغییر نام دهید

اکنون که به طور اساسی افسردگی خود را به عنوان یک بازدیدکننده دوره ای پذیرفته اید ، باید یاد بگیرید که چگونه در کنار هم زندگی کنید.

یکی از تکنیک های درمانی مورد علاقه من این است که با نام افسردگی خود بازیگوشی کنید. . افسردگی یک اصطلاح بسیار دقیق و بالینی است و در شرایط بالینی مفید و معتبر است.

اما اگر قرار است به عنوان یک مهمان دوباره با افسردگی زندگی کنید ، ممکن است لازم باشد شرایط دوستانه تری برقرار کنید.

شاید به جای این که به خود بگویید افسردگی مزمن دارید ، می توانید خود را در خلق و خوی مالیخولیایی تغییر دهید. اوه ، این فانتزی است! یا سعی کنید نام افسردگی خود را مانند کارل یا برنادت بگذارید.

“برنادت این هفته ملاقات می کند، آیا بیش از حد از او استقبال کرده است.

یا افسردگی خود را به عنوان یک آنفولانزای سالانه تصور کنید که شما را برای چند روز از کار دور میکند – ناخوشایند ، ناراحت کننده ، اما غیر منتظره نیست. افسردگی همچنین می تواند یک طوفان فصلی در حال گذراندن ، یک دوره استراحت یا یک تعطیلات بهداشت روانی باشد.

سعی کنید نامی را که برای شما مناسب است امتحان کنید.

تمام انرژی خود را بر مراقبت های اولیه خود متمرکز کنید

وقتی احساس می کنید از شدتزندگی خود خسته شده اید ، آخرین کاری که می خواهید انجام دهید آشپزی ، تمیز کردن یا دوش گرفتن است.

این چیزها بی معنی به نظر می رسند ، پس چرا خود را به زحمت بیندازید؟ اما گرسنگی ، کم آبی بدن و احساس بوی بد هیچ گاه حال و هوای هیچکس را بهبود نمی بخشد.

اگر افسرده هستید ، در حال حاضر فقط با گذراندن روز ، همه انرژی خود را صرف کرده اید. شما باید درباره نحوه صرف انرژی محدود جسمی و احساسی خود استراتژی داشته باشید. در حال حاضر ، انتظارات خود را از خودتان به حداقل برسانید. اراده خود را (مسلماً کاهش یافته) بر کارهای اساسی زندگی متمرکز کنید.

اگر از رختخواب بیرون می آیید ، یک لباس خواب تازه بپوشید ، برای خود یک صبحانه درست کنید و یک لیوان آب بنوشید ، عالی هستید عزیزم! اگر دندان های خود را مسواک می زنید ، دوش می گیرید و سر کار می روید ، این یک کار خوب است.

برای اعتبار بیشتر ، از آخرین انرژی خود استفاده کنید تا افسردگی شما بسیار تاسف بار نشود. یک تایمر را برای پنج دقیقه تنظیم کنید و از آن زمان برای مرتب کردن فضای زندگی خود استفاده کنید.

شاید ظروف قدیمی غذا را بیرون بیندازید و شلوارهای عرقی مورد علاقه خود را مورد شستشو قرار دهید.

این مطلب را هم ببینید  اختلال وحشت زدگی

با ساعت مسابقه دهید تا ببینید چقدر می توانید در پنج دقیقه انجام دهید. مادر شوهرم این روش را Tornado Cleaning (نام یک بازی) می نامد و این نبوغ است: یک بازی فوق العاده رضایت بخش و یک فعالیت سالم همه در یک قاب است.

همان کاری را انجام دهید که به شما احساس خوبی می دهد ، حتی اگر احساس خوبی نداشته باشید (هنوز)

یکی از دردناک ترین بخش های افسردگی از بین رفتن کامل شادی و لذت است. به نظر می رسد همه خوشبختی به طور فیزیکی از بدن شما خارج شده است. گذراندن روز بدون یک ذره لذت بردن بسیار روحیه را بهم  میزند.

یک افسردگی بسیار موثر و البته بسیار ناراحت کننده وجود دارد که به آن فعال سازی رفتاری میگویند. اساساً فعال سازی رفتاری به این معناست که شما خود را متقاعد می کنید که به فعالیتهای خوشایند و سالم بپردازید.

این کار را می کنید حتی اگر در تمام مدت احساس افسردگی می کنید ، حتی اگر فعالیت های لذت بخش آخرین کاری باشد که می خواهید انجام دهید.

افسردگی می تواند چرخه ای از اجتناب را ایجاد کند ، جایی که از مواردی که ممکن است احساس بهتری در شما ایجاد کنند اجتناب می کنید. شما این کار را انجام می دهید زیرا انجام کاری که قبلاً سرگرم کننده بود اما اکنون احساس می کنید هیچ چیز هیجان انگیز نیست.

شما همچنین این کار را انجام دهید زیرا چشم انداز انجام هر کاری بسیار زیاد است.

متأسفانه ، این تنها شما را به گودال عمیق تری از افسردگی می کشاند. در اینجا اینطور است: شما افسرده می شوید. صحبت با مردم بسیار طاقت فرسا است ، بنابراین از دوستان خوب خود دور می شوید و تماس های آنها را نادیده می گیرید.

دوستان شما بسیار گیج شده اند و نگران می شوند که دیگر علاقه ای به معاشرت با آنها ندارید. دعوت آنها را نمیپذیرید زیرا آنها نمی خواهند مزاحم شما شوند و باعث از بین رفتن حمایت اجتماعی از شما می شود.

فعال سازی رفتاری شما را مجبور می کند این چرخه اجتناب را معکوس کنید. وقتی افسرده هستید ، به چیزهایی که قبلاً برایتان لذت بخش بوده اند ، مانند قهوه ، صحبت با دوستان یا گذراندن وقت در بیرون فکر کنید.

اکنون ، برنامه ای دست یافتنی برای انجام این کارها تهیه کنید ، شاید چند بار در هفته ، حتی اگر ترجیح می دهید خود را زیر انبوهی از پتو دفن کنید و گریه کنید. به این ترتیب ، با جلوگیری از افسردگی خود از گسترش افسردگی جلوگیری می کنید.

هرچه بیشتر فعالیتهای لذت بخش (قبلاً) را تمرین کنید ، به تدریج دوباره احساس لذت میکنید. به این ترتیب ، شما راهی را برای خود در دوره افسردگی خود ایجاد می کنید. این روند می تواند بسیار دشوار باشد ، بنابراین به یاد داشته باشید که با خودتان ملایم باشید.

انگیزه های افسردگی را برای شما کارساز کنید

خوب ، بنابراین در پایان یک روز طولانی و افسرده ، با تمرین تمام مهارت های بالا ، خود را خسته کرده اید. شما تغذیه شده اید ، هیدراته شده اید و حتی با وجود اینکه از آن متنفر بوده اید پیاده روی کرده اید.

این مطلب را هم ببینید  چگونه روان درمانگر انتخاب کنیم؟

کار خوبیه رفیق! اکنون تنها کاری که می خواهید انجام دهید این است که در یک توده خاکستری و خسته فرو بروید تا زمانی که مجبور شوید دوباره این کار را انجام دهید.

آخرین مهارتی که می خواهم پیشنهاد کنم کمی جی-جیتسو احساسی است. با انگیزه های افسردگی خود مبارزه نکنید – آنها را خوب کنید. انرژی کم و خسته افسردگی خود را به فعالیتی سالم تبدیل کنید.

آیا تمایلی به انزوا و گریه برای دو روز دارید؟ عالی! به نظر می رسد فرصتی فوق العاده برای تمیز کردن اتاق نشیمن ، آرامش بخشیدن و تماشای زیاد فیلم های اشک آور مورد علاقه شما است.

شما  اشتها ندارید و فقط بستنی می خواهید؟ این منطقی است!  به مغازه خواربار فروشی ببروید و یک غذای یخ زده متعادل و منطقی تهیه کنید که وحشتناک به نظر نرسد (برای تغذیه !).

سپس ، با انتخاب بهترین طعم بستنی که قبلاً آن را امتحان نکرده اید ، با تمایل به افسردگی خود کار کنید. این افسردگی نیست ، غذا شناسی است!

شما به اندازه کافی برای روز سخت کار کرده اید. در حال حاضر ، با هدایت انگیزه های افسردگی خود به فعالیتهایی که در صورت رویاهای بزرگ ، زندگی خود را آسان تر می کنید ، زندگی خود را آسان کنید.

هنگام نیاز به کمک با خود صادق باشید

وقتی بارها و بارها افسردگی را تجربه میکنید ، در راه رفتن با یک ابر سیاه روی سر خود مهارت پیدا می کنید. شما تمام مهارت های مقابله ای را تمرین می کنید – چتر و لباس بارانی دارید. اگر خوش شانس باشید و با خودتان مهربان باشید ، حتی ممکن است تشخیص دهید تشخیص دهید که در زندگی با افسردگی کاملاً مهارت دارید.

شاید شما به مانند یک کلاه قدیمی هستید که به خوبی با افسردگی زندگی می کنید و لیاقت این را دارید که اعتماد به نفس داشته باشید. اما اجازه ندهید  آشنایی با افسردگی شما را از نیاز به پشتیبانی کور می کند. فقط به این دلیل که به افسردگی عادت کرده اید ، این بدان معنا نیست که افسردگی شما هنوز دردناک نیست.

در مورد زمان نیاز به کمک صادقانه با خود صادق باشید. دو هفته می گذرد و شما هنوز خوابیدن 12 ساعت در روز و گوش دادن به آلبوم سوفجان استیونس بارها و بارها گوش میدهید. وقت آن است که با خود روبرو شوید ، به درمان بازگردید و شاید در صورت لزوم با داروساز خود قرار ملاقات بگذارید.

این یک شکست در مدیریت افسردگی شما نیست. در عوض ، این یک مهارت تشخیص زمان نیاز به پشتیبانی بیشتر است. حتی اگر در زندگی خوب با افسردگی حرفه ای هستید ، این بدان معنا نیست که مجبورید همه این کارها را به تنهایی انجام دهید.

 

6 نکته زندگی خوب با افسردگی
6 نکته زندگی خوب با افسردگی
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x